ادهم عزلتى خلخالى

22

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى )

و إلّا لازم مىآيد كه تقديم دهد حكيم على الاطلاق مفضول ناقص مستكمل كم‌فضيلت را بر افضل و كثير الفضل و كامل و مكمّل . و اين قبيح بود ، هم از روى نقل چنان كه خداى تعالى گفت : « أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ » ، ( يونس ، 35 ) ، يا لازم آيد ترجيح بلا مرجّح اگر مساوى باشد با ايشان در فضل ، و آن محال بود . ( مبحث پنجم : در بيان آنكه واجب است كه پيغمبر منزّه باشد . ) از آنكه در سلسلهء آباء و اجداد وى مردم دنىّ باشند ، مثل كافر و اهل بدعت و اهل صنعت سهلى ، مثل جولايى ، و همچنين مىبايد كه پاك باشند از آلايش زنا در سلسلهء امّهات و جدّات خود ، چنان كه فرمود كه : « هميشه نقل مىفرمود حق‌تعالى نور مرا و نطفه‌اى را كه خلقت من بالقوّه از او بود از پشت پدران پاك به رحم مادران پاكيزه . » و بايد كه مطهّر باشد از اخلاق زشت و صفات بد ، مثل درشت‌خويى و بخل ، و از معايب خلقت ، مانند جذام و برص و امراض مزمنه ، و از هرچه دلالت كند آن به خسّت آدمى و عدم مروّت وى ، چون بر سر راه يا در بازار چيزى خوردن ، زيرا كه بر تقدير اتّصاف بدين اوصاف و عيوب در نظرها حقير نمايد و در نفس الامر ناقص باشد ، پس نه فاضل‌تر از غير خودش باشد و هم كس رغبت به پيروى وى تواند كرد . پس بايد كه خردمند و درست‌انديشه و صاحب نفس قدسى باشد تا انقياد و امتثال وى در اوامر و نواهى آسان دست دهد . فصل ششم در بيان امامت و در اين فصل پنج مبحث بايد كه مذكور شود . ( مبحث اول : در بيان واجب است به حسب حكمت . ) زيرا كه آن عبارت است از رياست و ولايت عام بر همهء انام كه حاصل و ثابت باشد از براى يكى از افراد انسانى هم در امور دنيا و هم در امور دين . و در اين خود شكى نيست كه هرگاه ميان